عبد الحسين خان ملك المؤرخين ( لسان السلطنه )

951

مرآت الوقايع مظفرى ( فارسى )

طهران در هفتم ربيع الثانى ، شاه درد پا و دست او بهتر است . در آن روز سفير فوق العادهء رمانى آمد و مرخصى گرفت . طهران در اوايل ربيع الثانى 1324 ، آقا سيد عبد اللّه مجتهد به احوال‌پرسى شاه [ رفت . ] خواستند تنها او را به حضور ببرند ، قبول نكرد . گفت : مردم خواهند گفت پول گرفته . پس از آن‌كه نزد شاه آمد گفت سابق به شما دعا نمىكردم . حال دعا مىنمايم . شاه را پشت سر خود نشانيد و دست به دعا برداشت و دعا به شاه نمود . طهران در اواخر ربيع الاول ، اتابيك از طرف دولت براى بعضى علما كه بر ضدّ او بودند پول فرستاده قبول نكردند و پس فرستادند مگر آقا سيد علاء الدين داماد آقا سيد عبد اللّه كه پول را قبول كرد . چون آقا سيد عبد اللّه فهميد پول را گرفته مسترد داشت . طهران چندى بود كه وزرا در حضور اتابيك براى اجراى مجلس قانون جمع مىشدند و نيز كنتراتى براى نرخ نان و گوشت طهران دائر مىخواستند بنمايند . سپهدار و حاجى حسين آقا امين دار الضرب قبول كردند كه در چندين سال ، امتيازاتش « 1 » را از دولت بگيرند و نان را يك من يك قران و گوشت را در دو فصل چاركى چهار عباسى و يك قران بفروشند . عمل هم گذشت . در عشر اول ربيع الثانى ، بعد از انجام كار گفت بايد دويست هزار تومان تقديمى بدهيد . آنها قبول نكردند و مجلس به هم خورد . طهران در هشتم ربيع الثانى ، شاه مبتلا به تب شديد شد . در آن روز كسى را پيش شاه نگذاشتند برود . روز قبل خبر كردند كه به فرح‌آباد مىرود موقوف شد . روز نهم باز باغ

--> ( 1 ) . يعنى يك امتياز چندين ساله